به نظر ميرسد که ما در جامعه خود وارونه عمل ميکنيم. ما ميل داريم دنبال افرادي بگرديم که از فشار روحي شديد رنج ميبرند. کساني که ميتوانند از عهده خروارها فشار روحي بر آيند و آنهايي که تحت فشار زيادي هستند. وقتي که کسي ميگويد: من واقعاً سخت مشغول کار بودهام يا واقعاً تحت فشار روحي هستم ميآموزيم که آنها را ستايش کنيم و حتي از رفتار آنها پيروي کنيم. ما در حرفه خود به عنوان مشاور بيماران فشار روحي تقريباً هر روز جملات غرور آفريني ميشنويم تحمل ما در برابر فشار روحي بسيار بالاست. شايد تعجب آور نباشد که وقتي اين افراد افسرده براي بار اول به مطب ميآيند، آنچه که بيشتر به آن اميدوارند، دستيابي به راهبردهايي جهت افزايش توان تحمل در برابر فشار روحي است تا بتوانند فشار را بيشتر تحمل کنند!خوشبختانه، ما در محيط عاطفي خود يک قانون غير قابل تجاوز داريم که چيزي شبيه اين است:
ميزان فشار روحي کنوني ما دقيقاً به اندازه تحمل ما در برابر فشار روحي خواهد بود.
شما متوجه افرادي خواهيد شد که ميگويند من ميتوانم از عهده مقدار زيادي فشار روحي برآيم. اين افراد هميشه زير فشار روحي شديد خواهند بود! بنابراين، اگر به مردم آموزش دهيد که تحمل خود را در برابر فشار روحي افزايش دهند، اين همان چيزي است که پيش خواهد آمد. آنها حتي آشفتگي و مسؤوليت بيشتري را خواهند پذيرفت تا دوباره ميزان خارجي فشار روحي آنها با ميزان تحملشان بخواند. معمولاً آگاه کردن شخص افسرده از ديوانگي خود مستلزم نوعي بحران است، همسر او را ترک ميکند، براي تندرستي او مشکلي پيش ميآيد، اعتيادي جدي زندگي آنها را فرا ميگيرد، چيزي اتفاق ميافتد که آنها را به يافتن راهبردي جديد به تکاپو وا ميدارد. ممکن است عجيب به نظر برسد، اما اگر در کارگاه مديريت ميانگين فشار روحي شرکت کرديد، آنچه که احتمالاً ياد ميگيريد افزايش تحمل در برابر فشار روحي است. به نظر ميرسد که حتي مشاوران بيماران فشار روحي هم افسرده هستند!
آنچه که براي شروع کار لازم داريد آن است که پيش از اين که فشار روحي تان از کنترل خارج شود متوجه آن شويد. وقتي که احساس ميکنيد مغزتان با سرعت بيش از حد حرکت ميکند، وقت آن رسيده است که کوتاه بياييد و کنترل خود را دوباره به دست آوريد. وقتي که برنامه هايتان از کنترل خارج ميشود، نشانه آن است که وقت کاهش سرعت و ارزيابي مجدد چيزهاي مهم فرا رسيده است، نه اين که به آنچه در فهرست برنامه است فشار آوريد. وقتي که احساس ميکنيد کنترل خود را از دست داده ايد و از آنچه که بايد انجام دهيد بيزار هستيد، به جاي آن که آستين هايتان را بالا بزنيد و به کار بپردازيد، راهبرد بهتر آن است که:
استراحت کنيد، چند نفس عميق بکشيد و به پياده روي کوتاهي برويد.
وقتي که تحت فشار روحي بيش از حد هستيد و مچ خود را ميگيريد- در مراحل نخستين، پيش از آن که از کنترل خارج شود- خواهيد فهميد که فشار روحي شما مانند گلوله برفي ضرب المثل ماست که از بالاي تپه به پايين ميغلتد. هنگامي که گلوله برفي هنوز کوچک است قابل اداره کردن بوده و کنترل آن آسان است، اما وقتي که سرعت و قدرت ميگيرد بازداشتن آن از حرکت، اگر غير ممکن نباشد، مشکل است.
لازم نيست نگران اين مسأله باشيد که از عهده انجام همه کارهاي بر نخواهيد آمد.
و قتي که مغزتان عاري از فشار و آرام است و ميزان فشار روحي تان کاهش يافته است، کار آمدتر خواهيد شد و تفريح و سرگرمي بيشتري خواهيد داشت.
همين طور که تحمل خود را در برابر فشار روحي کاهش ميدهيد، خواهيد فهميد که فشار روحي بسيار کمتري هست که کنترل کنيد و همچنين براي کنترل فشار روحي باقي مانده به افکار خلاق کمتري نياز داريد.
منبع: از کاه کوه نسازيد - ترجمه: سهيلا موسوي رضوي